احمد شاملو از نوادگان یک کولی کابلی در سال ۱۳۳۲ به جرم جاسوسی برای کشوری بیگانه به زندان افتاد. وی بدون داشتن مدرک دی‍پلم ترک تحصیل میکند. در رویارویی با نشریه سخن (به سردبیری دکتر پرویزناتل خانلری) در ۱۳۲۷هفته نامه  سخن نو را منتشر کرد که فقط ۵ شماره بود. در ۱۳۲۹ مجله روزنه را به طرفداری از حزب وطن فروش توده درآورد که ۹ شماره بیشتر نشد. نشریه آهنگ صبح نیز تنها ۳ شماره درآمد! نشریات بامشاد، آشنا، کتاب هفته، بارو، خوشه، ایرانشهر، و... نیز در کارنامه نیمه تمام و شکست خورده ی او جای دارد. از افتخارات! شامبیاتلو فیلمنامه های او برای فیلمهای مبتذل است: اولین هیکل، داغ ننگ، بن بست، فرار از حقیقت و... شاید همین هوای تازه فیلمفارسی ها بود که از این مردمیترین شاعر! یک قاتل نیز ساخت. وی که به مواد مخدر معتاد بود در ۱۹/۷/۱۳۴۶ با تزریق عمدی هرویین موجب مرگ میزبانش منوچهر شفیانی میشود. مسعود بهنود همکار شفیانی که بامداد به دنبال او آمده بود با شنیدن موضوع به جای کمک رسانی فرار میکند. شاملوی آدمکش با حمایتهای پشت پرده هیچگاه محاکمه و محکوم نمیشود. جالبست که در رژیم بعدی نیز همیشه از حمایت مدعیان اصلاح طلبی برخوردار بود. در سال ۱۳۳۱ در سفارت کشور کمونیستی مجارستان استخدام شد. این بوقلمون صفت که به دستبوسی شهبانو رفته و مبالغ هنگفتی به عنوان حق التالیف و قراردادهای دیگر دریافت کرده بود، بعدها نمک نشناسی خود را به پهلویها نشان داد. جالب اینجاست که وی به پاره ای از تعهدات خود عمل نکرده و برای نمونه متن کتاب کوچه را تحویل نداده بود. در ۱۳۴۵ میگوید که افق حافظ از افق بسیاری از شاعران متوسط روزگارما نیز محدودتر بوده است و الیوت را بسیار بالاتر از حافظ میداند!! ویرایش دیوان حافظ از سوی او با تمسخر و انتقاد صاحب نظران روبرو میشود و از جمله ایرج پزشکزاد مینویسد: <هیچ دشمن خونخواری چنین تطاولی به حافظ نکرده است. نمیدانم شاملو به عظمت خرابکاری خود شعور کافی دارد یا نه؟!> دوست شاعرش نعمت میرزازاده نیز میگوید:< حافظ شاملو یک شرمساری ملی است>. و ابراهیم گلستان در کتاب «نوشتن با دوربین» شیوه نقطه گذاری شاملو را از بیشعوری او میداند. شامبیاتلو در بهار ۱۳۵۷ به نفی جشن ملی نوروز پرداخت. این شاعرک کمونیست به دعوت دانشگاه کاپیتالیستی برکلی در سال ۱۳۶۹ به عقده فشانی پرداخت و فردوسی بزرگ را نژادپرست و فئودال خواند. پاسخهایی که به اراجیف او داده شد نشانگر بیسوادی محض این شاعرنما در زمینه های شعر و استوره و تاریخ بود. شهوت شهرت در شامبیاتلو چنان بود که اخوان ثالث را به واکنش برانگیخت و از جمله گفت:<کجای کاری بچه؟ مطرح بودن به هر قیمتی؟ آخر یعنی چه؟> و این دیدگاه پرفسور هشترودی در سال ۱۳۵۲است:<شاملو بدون توجه به اصول و قواعد زبان فارسی شعر گفته و در واقع از شعرای فرانسوی زبان تقلیدکرده است>. شامبیاتلو برای تکمیل جهالت و هتاکی های خود ناگهان موزیکدان نیز میشود و از افاضاتش است که موسیقی سنتی جرثومه فساد و تباهی جان است و خوانندگان این موسیقی عرعر میکنند!! و اینجاست که هنرمند برجسته ای چون «لطفی» به ایرانی بودن شاملو به درستی شک میکند. شاملو که سر در آخور حزب ننگین توده داشت در سال ۱۳۵۸از کاندیدهای چریکهای فدایی و مجاهدین خلق حمایت کرد. وی در سال ۱۳۶۰ نیز پیام ویژه ای برای مسعود رجوی فرستاد و رجوی در پاسخ نوشت:< برای مجاهدین خلق... جای سرافرازی است که اکنون بیش از پیش از حمایت شما و سایر دوستانتان برخوردار شده اند>!! بیهوده نبود که «حسن شهباز» پژوهشگر نامدار ایرانی هدف شاملوی شوم را تحمیل عقاید مارکسیستی میدانست. این مردمیترین (به قول رفقا) و شاعرترین شاعران (به قول جلیل دوستخواه!!) میگفت:< حیف شعر خوب برای مردم... من وظیفه ای برای خود در قبال این مردم نمیشناسم>. این شاعر ضد مردمی سه بار ازدواج کرد. ابراهیم گلستان درباره رفتار شاملوی شوهر! با همسر دومش طوسی حائری میگوید:< طوسی زن خیلی فوق العاده ای بود که البته خیلی هم باهاش بدرفتاری شد. (شاملو) تمام ثروتش را بالا کشید و بیرونش کرد از خانه... اون (شاملو) میخواست پول برای هروئینش دربیاره...> ابراهیم گلستان با اشاره به سرقت ادبی شاملو و بیسوادی او در دانستن زبانهای خارجی می افزاید:< اون وقت شعر میخواد بگه! ... بعدش هم میشن شاعر آزادیخواه!... اصلا از این آدم دیگه حرف نزنیم. بزار این همان جور که هست جاودانه ابرمرد! باشه برای خودش!! شعر نمیفهمید. نقطه گذاری هم نمیفهمید و شاید خیلی چیزهای دیگه هم نمیفهمید... درک عمیقی از سینما نداشت وگرنه آن فیلمها را نمیساخت و آن فیلمنامه ها را نمینوشت... فروغ (فرخزاد) گفته بود او تموم شده، من دیگه کاری به شعرش ندارم.>. شاملو شاعرک شوم که جوانان ساده لوح ایرانی را به گمراهی کشانید با جاروجنجال روسپیان ضدفرهنگی به شهرتی شیطانی رسید و پس از عمری خودفروشی و ملی زدایی که موجب حمایت او از سوی نهادهای بیگانه گشت به گورستان اهریمنان تاریخ فرو رفت. یادش فراموش باد.

 

ماخذ : http://1421348.blogfa.com/post-27.aspx